عاشق اصل ولايت گشتهايم
واصل وصل وصايت گشتهايم
«وال من والا»ست در خم غدير
عشق ما مولاست در خم غدير
حيدر كرار، مستت مىشويم
همچو مالك، پاى بستت مىشويم
ادامه مطلب
|
مراسم پرفیض زیارت عاشورا و مداحی وسینه زنی
سخنران: کربلایی حمید شریعت مداح: جواد هدایتی مکان :ساری .شاهزاده حسین حسینیه ی گل افشان زمان: چهار شنبه ها ساعت ۲۱:۳۰ از برادران وخواهران دعوت به عمل می آید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 23:1 توسط دوسمی |
3 توشه راه
عاشق اصل ولايت گشتهايم واصل وصل وصايت گشتهايم «وال من والا»ست در خم غدير عشق ما مولاست در خم غدير حيدر كرار، مستت مىشويم همچو مالك، پاى بستت مىشويم ادامه مطلب
آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد. ادامه مواظب افكارت باش كه گفتارت مي شود ... مواظب گفتارت باش كه رفتارت مي شود ... مواظب رفتارت باش كه عادتت مي شود ... مواظب عادتت باش كه شخصيتت مي شود ... مواظب شخصيتت باش كه سر نوشتت مي شود ... حضرت علی (ع) السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله ادامه مطلب امام حسنعليه السلام : أتقَى النّاسِ مَن قالَ الْحَقَّ فيِما لَهُ وعَلَيهِ خواهرم ای دختر ایران زمین یک نظر عکس شهیدان را ببین
در خیابان چهره آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکن خواهر من این لباس تنگ چیست پوشش چسبان رنگارنگ چیست پوشش زهرا و زینب بهترین بر تو ای محبوبه خواهر آفرین پیش نامحرم تو طنازی مکن با اصول شرع لجبازی مکن یادت آید از پیام کربلا گاه گاهی شرمت آید از خدا در جوارش خویش را مهمان نما با خدا باش و بده دل را صفا یاد کن از آتش روز معاد طره گیسو را مده بر دست باد زلف را از روسری بیرون مریز با حجاب خویش از پستی گریز در امور خویش سرگردان مشو نو عروس چشم نا محرم مشو خواهر من قلب مهدی خسته است از گناه ماست کو رو بسته است خواهرم دیگر تو کودک نیستی فاش تر گویم عروسک نیستی
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 8:0 توسط دوسمی |
2 توشه راه آقاي ما! در عبور از گذر لحظه ها، در تپش مدام زمين و نگاه زهرآلود زمان، دستهاي ما تو را مي طلبد يا مولا!
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 13:4 توسط دوسمی |
4 توشه راه هیچ قطرهای نزد خدا محبوب تر و دوست داشتنی تر از قطره اشک انسان از ترس خدا و قطره خونی که در راه خدا ریخته شده نیست و هیچ بنده ای نیست که از خوف خدا بگرید مگر آنکه خداوند متعال او را از شراب زحمتش سیراب سازد و گریه اش را به خنده و سرور در بهشت مبدل نماید و اطرافیان او را مورد رحمت خود قرار دهد هر چند آنها بیست هزار نفر باشند و هیچ چشمی از خوف خدا پر اشک نمی شود مگر اینکه خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام می سازد و اگر آن اشک به صورت برسد آن صورت هرگز فقر و ذلت به خود نخواهد دید و اگر بنده ای در میان امتی گریه نماید حتماً خداوند متعال آن امت را به خاطر اشکهای او نجات میدهد./
پیامبر اکرم(ص) خدایا!
از من روی مگردان در حالی که به تو روی آورده ام و نومیدم مفرما زیرا به تو دل داده ام... «صحیفه سجادیه/ نیایش۱۶» + نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 9:36 توسط دوسمی |
یک توشه راه دلت را خانه من کن مصفا کردنش با من به من درد دل افشا کن مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من اگر درها برویت بسته شد دل بر مکن باز ای در این خانه دق الباب کن وا کردنش با من به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش با من چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت تو نامه توبه را بنویس امضا کردنش یا من + نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 20:44 توسط دوسمی |
2 توشه راه به او گفتم چرا از عشق مي نويسي؟ گفت:تا تو عاشقانه بخواني.گفتم:چرا گلها در دل زمين مخفي شده اند؟ گفت:براي اين که ياد زمين هميشه خوشبو بماند.گفتم:مرحم زخمهايت چيست؟ گفت:مرحم زخمهايم صبوري است.گفتم:کرخه را يادت هست؟ گفت:ياد قبرهاي کنده در آن بخير.گفتم:نخلهاي کارون را يادت هست چه زيبا بودند؟گفت:عاشوراهايش زيباتر بودند.گفتم:طلائيه يادت هست؟گفت:با شقايقهاي شنهايش آشنايم. گفتم:سه راه شهادت؟ناله اي زد و گفت:آنجا ميعادگاه هر عاشقي بود که با خداي خودش وعده شهادت مي گذاشت. آنجا نقطه وصل آسمان به زمين بود.در انجا بود که ما همت را بدرقه کرديم.گفتم:دلم براي شلمچه تنگ است؟ گفت:ياد ستاره هاي اسمانش بخير .ياد خرازي بخير.ياد کربلاي پنج بخير.ياد نداي يا زهرا(س)بخير.گفتم:فکه......؟ گفت:خوشا آنان که رمل هاي گرم سجاده عروجشان شد.او رفت و من فرياد زدم :کجا؟ گفتا:به خون.گفتم:کي؟ گفتا: کنون.گفتم:چرا؟گفتا:جنون.گفتم:نرو.خنديد ورفت............
همه ای طلایه داران... یورشی دوباره باید + نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 17:57 توسط دوسمی |
2 توشه راه بابا جان باز سلام ای کرمت هم نفس بی کسان جز تو کسی نیست کس بی کسان بی کسم و هم نفس من تویی رو به که آرم که کس من تویی ای ز جمال تو جهان غرق نور نور به طوق تو حجاب ظهور جز تو کسی نیست به بالا و پست ما همه هیچیم تویی هرچه هست ای دو جهان محو تماشای تو جز تو کسی نیست شناسای تو + نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 10:1 توسط دوسمی |
یک توشه راه |
|